حرفهایی با خدا


گفتم: خسته‌ام.

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره.

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

ادامه نوشته

اکونوميست: پرنفوذترين مجله جهان






نويسنده :

Alexandre ZEVIN

 الکساندر زوین مورخ،

دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس



  برگردان:

Vida AMIRMOKRI ويدا اميرمکري

 
 


نقطه اشتراک ميان پشتيباني از جنگ عراق و قانوني کردن مواد مخدر، محکوم ساختن ويکي ليکس و «هيولاي دولت»، بزرگداشت ليبراليسم و فراخوان به نجات بانکها کدام است؟ يک نشريه از همه اين مواضع دفاع مي‌کند : « اکونوميست». اين نشريه هر هفته آينه اي خوش‌نما در برابر طبقات مسلط مي نهد.

  
 

با افت پيوسته و همزمان فروش در کيوسکها، شمار مشترک ها و درآمد اعلانهاي تبليغاتي، مطبوعات وارد دوراني بحراني شده‌اند که اينترنتي شدن و منافعي که انتظار مي ‌رفت از آن به دست آيد هنوز ازسختيش نکاسته است.

در اين ميان حساب اکونوميست جداست. اين هفته نامه بريتانيايي، گرچه از رکود اخير فروش آسيب ديده است، توفيق بلند مدتش در جهان رسانه‌ها تبديل به افسانه‌اي پاي برجاي شده، بويژه در ايالات متحده که اکنون اقامتگاه اکثريت خوانندگانش است...

ادامه نوشته

الکساندردوما و «دو انقلاب» اش


 



نويسنده : Françoise Asso

نویسنده و استاد دانشگاه



  برگردان:

Shirine ROCHARD شيرين روشار


در اول ماه مارس ١٨٤٨، الکساندر دوما در روزنامه «لاپرس» مي نويسد : «بله، آنچه مي بينيم زيباست، آنچه مي بينيم بزرگ است. چون ما شاهد يک جمهوري هستيم، و تا به امروز، فقط انقلاب ديده بوديم.» دوما در سال ١٨٠٢ به دنيا آمد. او پسر يک ژنرال دوران انقلاب فرانسه است که نهايتاً توسط ناپلئون بناپارت برکنار مي شود و نوه يک مادربزرگ برده و يک اشراف زاده(مارکي) ؛ او همدوره پايان غم انگيز«سه روز پرافتخار» (Trois Glorieuses) [انقلاب ژوئيه ١٨٣٠] و جمهوري دوم فرانسه [انقلاب ١٨٤٨] است. اگر چه نزد او ترديدي در مورد درستي و عظمت جمهوري وجود ندارد، اما در مورد انقلاب براي وي سوال باقي مي ماند : در مورد آنچه که به دنبال مي آورد، آميخته اي از «والائي» و وحشيگري، و در مورد آنچه که به وجود مي آورد. مجموعه انقلابي «خاطرات يک پزشک»، که دربرگيرنده چهار رمان منتشرشده به شکل پاورقي بين سالهاي ١٨٤٦ و ١٨٥٢ بود، با شوق و شعف اين تنش ميان هيجان و وحشت را منتقل مي کند (١).

 

اگر چه دو جلد آخر اين اثر چهارگانه، «پيتوي فرشته» (Ange Pitou)، که داستان آن از ژانويه تا اکتبر ١٧٨٩ جريان دارد، و «کنتس دو شارني» (La Comtesse de Charny) که داستان آن در ١٧٩٣ پايان مي گيرد، شور انقلابي در خواننده برنمي انگيزد، «ژوزف بالزامو» (Joseph Balsamo)، اولين رمان اين سري، مربوط به اوايل سلطنت لوئي شانزدهم، «کالي يوسترو»ي دسيسه باز را، که «لگدمال کردن پرچم سلطنت» را مأموريت خود قرار داده بود، زير نام واقعي اش به نمايش مي گذارد.

 در حاليکه، به نوشته دوما، اين ملکه «جوان، زيبا و خوش قلب» است، اين پادشاه «خوشآيند، معتدل و مدير خوب»، و ملت فقط مي تواند پس از دوران فاجعه آميز لوئي پانزدهم آنها را دوست بدارد .

ادامه نوشته

شيوه ماليخوليايي در سياست آمریکا



  نويسنده      :

RICHARD HOFSTATDTER

ريچارد هوفستادتر: تاريخ دان (١٩٧٠-١٩١٦).

اين متن از پژوهش کلاسيک«شيوه ماليخوليايي در سياست هاي امريکايي»

که درسال ١٩٦٤درمجله هارپرز منتشرشده و براي نخستين بار با عنوان

«شيوه ماليخوليايي راست راديکال و نظريه هاي توطئه در امريکا»

توسط نشر فرانسوآ بورن به فرانسه ترجمه شده برگرفته شده است.

تاريخ انتشار ٦ سپتامبر.


برگردان: Shahbaz NAKHAEI شهباز نخعي



درسال ١٩٦٤، در ايالات متحده، حزب جمهوري خواه باري گلد واتر، يک محافظه کار افراطي که براين باور بود که امريکا درمعرض تهديد توطئه هاي چپ قرار دارد را به پرچمداري خود برگزيد. ريچارد هوفستادتر، تاريخ دان، درآن زمان کتابي درباره ماليخوليا در سياست منتشرکرد. اين اثر کلاسيک که براي نخستين بار به فرانسه ترجمه شده، اين امکان را مي دهد که «تي پارتي» و تخيل توطئه گرايش در چهارچوب سنت امريکايي ارزيابي شود .

 


برداشتي قديمي سياست را درچهارچوب اين پرسش تعريف مي کند: چه کسي، چه چيز به دست مي آورد، کي و چگونه؟ درک از فعاليت سياسي مانند آوردگاهي بود که درآن افراد منافع خود را تاحد امکان معقول بيان مي کردند و رفتارشان براي دستيابي به هدف ها را نيز با آنها تطبيق مي دادند. هارولد لاسول سياست مدار، يکي از نخستين کساني بود که ناخشنودي خود ازاين برداشت و سست پايگي آنرا بيان کرد و تصميم گرفت که به بررسي جنبه هاي نمادين و احساسي-عاطفي زندگي سياسي بپردازد تا برداشت پيشين را به اين صورت کامل کند: چه نوع از مسائل سياسي، توسط چه کسي، چرا و چگونه برداشت مي شوند؟ به نظر او، اگر افراد درپي دفاع از منافع خويش هستند، پس سياست براي آنان ابزاري جهت ابراز نظر و تاحدودي مرزبندي شان است. [سياست] مانند يک آئينه بازتاب دهنده هويت، ارزش ها، بيم و هراس ها و آرزوهاي آدم ها و عرصه يي است که درآن احساسات و انگيزه ها رابطه خيلي محدودي با موضوع هاي مطرح شده دارند.

با آنکه سياست حتي در تند و تيز ترين شکل هايش هم تقريبا همواره از برخوردهاي طبقاتي به دور مانده، حيات سياسي امريکايي غالبا براي افرادي که داراي احساس شديد خشم بوده اند، مانند يک سوپاپ اطمينان کننده عمل کرده است. در راست افراطي، جنبش هاي حامي باري گلد واتر نشان داده اند که چگونه با تحريک بغض و کينه يک اقليت کوچک مي توان به نفوذ سياسي عمده دست يافت (١)...

ادامه نوشته

چگونه موگابه پول ملی زیمبابوه را نابود کرد ؟




نویسندگان: محمدصادق الحسینی، پریسا آقاکثیری

 

زیمبابوه با ۱۳ و نیم میلیون نفر جمعیت، با درآمد ناخالص ملی(GNI) برابر ۱میلیاردوچهارصد و هشتاد میلیون‌دلار آمریکا، با امید به زندگی برابر، ۴۳ سال با نرخ بیکاری ۹۴درصد، نرخ تورم بیش از ۲۳۱میلیون درصد، تولید ناخالص داخلی سرانه تنها ۵۰۰‌دلار آمریکا، یکی از فقیرترین و به عبارت صحیح‌تر سیاه‌ترین اقتصادهای دنیا به شمار می‌رود.

این در حالی است که این کشور با وجود دارا بودن معادن طبیعی فراوان، به دلیل مدیریت بد اقتصادی، سیاست‌گذاری‌های نادرست، پیگری سیاست‌های سوسیالیستی- مارکسیستی، هم‌اکنون در بحرانی بسیار بزرگ دست و پا می‌زند. این آمار شگفت آور و بی‌نظیر و البته تاسف آور در حالی در کشوری ممکن شده است که این کشور دارای معادن فراوان است (این کشور بخش اعظمی از ذخایر کرومیوم و آهن دنیا را است. همچنین این کشور حجم عظیمی از ذخایر ذغال سنگ، پلاتینیوم، پنبه نسوز، مس، نیکل و طلا دارد.) و بنابر باور عمومی، این منابع معدنی فراوان زیمبابوه می‌بایست یک رشد اقتصادی پایدار را در این کشور ممکن می‌کرد. در صورتی که نه تنها این ذخایر به این کشور کمکی نکرده، بلکه باعث رشد دیکتاتوری به نام موگابه و استوار ایستادن وی در طی حدود ۳۰ سال در این کشور گردیده است.

اقتصاد زیمبابوه در حالی در سراشیبی فروپاشی کامل قرار گرفته است که مدیران عالی این کشور از جمله شخص رییس جمهور حاضر به واگذار کردن قدرت و اعتراف به اشتباهات مهلک خود نیستند. تا بدان جان که در انتخابات سراسری این کشور تقلب می‌کنند، اقدام به ترور مخالفان خود می‌نمایند و… .

هرچند این روند همچنان ادامه دارد، اما در چند ماه گذشته به دلیل فشارهای شدید داخلی و بین‌المللی و کاهش قدرت ارتش در این کشور، رییس جمهور موگابه مجبور به تقسیم قدرت با رقیب خود چانگرای شد. در این مسیر وی مقام نخست وزیری را به چانگرای تفویض کرد. تفویض نهاد نخست‌وزیر هرچند باعث به وجود آمدن بارقه‌هایی از امید برای آینده زیمبابوه شد، اما وضعیت زیمبابوه آن قدر تیره و تار است که امید بهبود برای آن بسیار سخت است.

ادامه نوشته

دهه کرامت گرامی