دو چهره دولت فرانسه
درحالي که دولت ها اقتدارو حاکميت مالي خود را به نهاد هاي فرا ملي( به ويژه اروپايي ) واگذار کرده اند،« جامعه شناسي تاريخي» سعي مي کند خشونت و سلب مالکيتي که در بطن پويايي اين ادغام وجود دارد را به ما ياد اوري کند.
توصيف چگونگي پيدايش دولت در واقع، ترسيم روند تکوين يک حوزه اجتماعي و يا دنياي کوچک اجتماعي است (که استقلالش را در درون دنياي اجتماعي فرا گير، به طور نسبي حفظ کرده) که در آن بازي مخصوصي به نام بازي سياسي مشروع اجرا مي شود.
اختراع پارلمان را در نظر بگيريم. نهادي است که درآن، مسائل و مشکلات اختلاف برانگيز گروه هايي با منافع مخالف، در شکلي مشخص و بر اساس قواعد و قوانين مشخصي به بحث گذاشته مي شود.
کارل مارکس، تنها جنبه « پستوي مغازه » (پشت صحنه) بودن آن را ديده بود: توسل به استعاره دنيا ي تئاتر و نمايشي کردن اجماع و اتفاق نظر، در واقع پوششي است براين امرکه سر نخ ها در پشت صحنه در دست ديگران و مسائل اصلي و قدرت هاي حقيقي در جاي ديگر است.
بحث پيدايش دولت همانا بحث در باره حوزه اي است که سياست در آنجا به صورت ظاهري ، اجرا مي شود، نمادينه مي شود و به بازي در مي آيد ......









